سلام بر عزیزترینم

سلام عزیزترینم

دلم برات خیلی تنگ شده دلم برای لحظه هایی که رنجوندمت ولی تو باز منو در آغوش گرفتی

سلام مهربونم ،

سلام بر عاشقترین معشوقم

سلام

دلم برات تنگ شده آخرین بار یادم نیست کی برات نوشتم ولی یادمه که همواره خواستم کانکت بشم و باهات صحبت کنم اما قدرت کانکشن من دنیایی بود و تو ...

عزیزترینم من تنهام، بی تو کسی رو ندارم دلم برای صدا زدن هات تنگ شده برای بوی محبتت برای نگاه گرمت برای وجود بی هماتیت تنگ شده

عزیزترینم احساس می کنم منو بین این همه مخلوقاتت رها کردی ولی من از وقتی اومدم اینجا کور وکر و لال شدم

میدونی چیه دلم می خواد بیام پیشت ولی لیاقت حضور ندارم

دلم می خواست سر بردامان مهرت می گذاشتم و اشکهامو در رودخانه عشقت جاری می کردم و تن خسته رنجورم رو از این همه کشمکش دنیا رها می کردم  

تو برام هم مادری هم پدر هم خواهری هم برادر هم دوستی  هم معشوق

بر من خرده مگیر چون که من محبوس در این جسم خاکی ام و اینجا بودن به من این نوع  صحبت کردن رو یاد داده تا بیش از این خراب نشده ام منو پیش خودت ببر خواهش می کنممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

/ 0 نظر / 15 بازدید