يار در خانه و ما ...
تقدیم به اویی که مرا لایق خلق شدن دانست و عشقش را زیباترین هدیه به من ارزانی داشت
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند دزدیده چون جان میروی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رونق بستان من چون میروی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو و از چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من هفت آسمان را بر درم و از هفت دریا بگذرم چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم ای دیدن تو دین من و ای روی تو ایمان من بی پا سر کردی مرا بی خواب و خور کردی مرا سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من
... دلم تنگ شدههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه نمی دونم چرا ولی تو میدونی بگو چرا؟ دلم شکسته میای مهمون دل شکسته من بشی آخه شنیدم تو به دل شکسته ها نزدیکتری ببخشین هیچ چیزی برای پذیرایی ندارم واسبابی جز یک قلب گرفته و بغض نترکیده و دست لرزان و پای سست و آهی پر سوز وچشمانی شرمسار و صورتی زرد ندارم مهمون این خونه می شی ؟ بغض راه گلومو بسته ولی چشمام خجالت می کشند اشکی بریزند که در شان این دلتنگی نباشه قلبم گرفته ولی خجالت می کشه از تپیدن دست برداره چون روزنه های وصل همچنان براش چشمک می زنند و امید داره که یک روز همه اینایی که براشون می تپه یک روز متحد بشند و با هم به سمتت بیان روحم درون کالبد تن شرمندست ولی نمی تونه این تنو رها کنه چون در حدی که در شان تو بود این کالبد رو به سمتت هدایت نکرد و خودشو مقصر میدونه که درگیر تن شد و چنان عاشق و وابسته به اون شد که حتی به خاطر اصلش نمی تونه ازش دل بکنه و تن شرمنده ست در حدی که می خواد باز به اصل خودش یعنی خاک برگرده ولی او نیز در زندان روح قادر به تصمیم گیری نیست و شرم دارد بگوید که من وابسته هر انچه از خاکست هستم و نمی تونم از این زمین دل بکنم و تورو کمک کنم تا به هدفت برسی همه وجودم و همه هستی ام وقتی نگاه می کنم می بینم هیچ عشقی جز عشق تو ماندگار نیست و همه اینا به قول خودت یک نشانه بود ببین درست فهمیدم مادرم دادی تا بفهمم کسی هست کورکورانه دوستم داشته باشه خواستی بفهمونی برای این تن خاکی ام که هرچقدر اشتباه کنی باز مهرمو ازت دریغ نمی کنم پدرم دادی تا بفهمم کسی هست حامی و پشتیبانم باشه خواستی بفهمونی که هرجا کم آوردم ،پیشتم چه کم بیاری چه نیاری برادرم دادی تا بفهمم دوست داشتن پاک و خالص چطوریه خواستی بفهمونی تنهات نذاشتم در بین اجتماع خلقم کردی تا بفهمم دوست داشتن غیر از خود ، دوری از خود خواهی و کبر و غرور دوری از تک بعدی شدن ، دوری از غیبت ، دوری از تهمت ، دوری از دروغ ، دروی از بخیل بودن ، دوری از تجسس ، دوری از هر آنچه که منو از تو جدا می کنه دوری از هر آنچه که منو از من واقعی که در خلقتم فرمودی نفخت فیه من روحی جدا می کنه و منو از اون روح واقعیم دورتر می کنه الله من الله من عاشقتممممممممممممممم قبل از اینکه از این عشق فقط خاکسترش بمونه منو از خود خویشتن رهام کن و پیش خودت ببر عزیزترینم من کم آوردم من می ترسم از اینکه همه این امکانات رسیدن من به تو برعکس عمل کنه چون من بی لیاقتم من بچه ای هستم که بلد نیست از اسباب بازیهاش که باعث رشد فکر و روحش می شه استفاده کنه عزیزمممممممممممممممممممممممممممم رهایم کن از هر آنچه باعث رنجش توست باعث دوری من از توست رهایم کنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن سلام عزیزترینم دلم برات خیلی تنگ شده دلم برای لحظه هایی که رنجوندمت ولی تو باز منو در آغوش گرفتی سلام مهربونم ، سلام بر عاشقترین معشوقم سلام دلم برات تنگ شده آخرین بار یادم نیست کی برات نوشتم ولی یادمه که همواره خواستم کانکت بشم و باهات صحبت کنم اما قدرت کانکشن من دنیایی بود و تو ... عزیزترینم من تنهام، بی تو کسی رو ندارم دلم برای صدا زدن هات تنگ شده برای بوی محبتت برای نگاه گرمت برای وجود بی هماتیت تنگ شده عزیزترینم احساس می کنم منو بین این همه مخلوقاتت رها کردی ولی من از وقتی اومدم اینجا کور وکر و لال شدم میدونی چیه دلم می خواد بیام پیشت ولی لیاقت حضور ندارم دلم می خواست سر بردامان مهرت می گذاشتم و اشکهامو در رودخانه عشقت جاری می کردم و تن خسته رنجورم رو از این همه کشمکش دنیا رها می کردم تو برام هم مادری هم پدر هم خواهری هم برادر هم دوستی هم معشوق بر من خرده مگیر چون که من محبوس در این جسم خاکی ام و اینجا بودن به من این نوع صحبت کردن رو یاد داده تا بیش از این خراب نشده ام منو پیش خودت ببر خواهش می کنممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم سلام سلام بر شمایی که در دلت بارها گفتی من لیاقتش را باور ندارم چرا او ، حرفهایی که زده دروغه یکماه گذشت بهتر نیست قضاوت رو به خدا بسپارین سلام سلام بر شمایی که بارها گفتین من از بهترین دوستانتان هستم سلام بر شمایی که برام نوشتید اگر من برای دنیا یک نفر باشم ولی برای شما دنیایم سلام بر شمایی که شب و روزتون رو به فکر انتقام گرفتن از من هستین سلام برشمایی که شب و روز برام دعا می کنین سلام بر شمایی که در سخت ترین لحظه اسباب خیر شدین سلام بر شمایی که به رویم خندیدو پشت سرم بد گفتین سلام بر شمایی که با من ارتباط دارین تا بیشتر برام مشکل درست کنین سلام برشمایی با من ارتباط دارین تا از مشکلاتم کم کنید سلام بر شما قاضیان درون خود سلام بر شمایی که جسورید جسور= برای تجسس در زندگی افراد و گفتن پشت سرشان جسور= برای مخلص شدن دوست عزیز دیگه بس کن من اینقدر ها ارزش ندارم که منتظری اثبات کنی گفته هام دروغه و مجازاتم کنی بسپار به خدا والسلام در دلم بود که آدم شوم اما نشدم بی خبر از همه عالم شوم اما نشدم ای دل بی باک من راز مگوی فاش مکن عشق من آواز مکن یار غزل خوان من نغمه امید داد در به همه ببست و کلید در،به من داد وز همه ام رها کرد با خود من وفا کرد عهد مرا ببست و وز همه ام جدا کرد ....
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند
گذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
ه سایه
ادامه مطلب
بر در پیر خرابات نهم روی نیاز تا باین طایفه محرم شوم اما نشدم
هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم تا باسماء معلم شوم اما نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق رسته از کوثر وزمزم شوم اما نشدم
فارغ از خویشتن واله رخسار حبیب همچنان روح مجسم شوم اما نشدم
سرو پا گوش شوم پای بسر هوش شوم کزدم گرم تو ملهم شوم اما نشدم
از صفا راه بیابم بسوی دار فنا دروفایارمسلّم شوم اما نشدم
| Design By : Night Skin |


